محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

51

مجمع الانساب ( فارسى )

صورت است و او نيز زخمى مناسب اتمام آن صورت زد . و اين كمال دانايى است . و در هر فنى از فنون صناعت تا غايتىاند كه گويند مردمان عالم همه كورند به غير از اهل چين ، و گويند اهل روم را يك چشم هست . با وجود آن‌كه كارها و كردارها كه در روم كنند در هيچ بلد مثل آن نباشد ، چينيان ايشان را يك‌چشم خوانند . و صنعت تصوير در ميان ايشان غالب است ، چنان‌كه عبادت پندارند . و قديما پيغمبرى به دروغ در ميان ايشان بوده نام او مانى و معجزهء او صورتگرى بوده . و اين صورتگرى در ميان ايشان رسمى شد تا دين ايشان گشت . و از عادات اهل چين يكى آن بودى كه هيچ غريب را در شهر خود نگذاشتندى كه مقيم شدى . و گويند اهل بازار و تجّار ايشان گردونى را به صنعت چنان ساز داده‌اند و بارها و متاعها در آن نهند و گردون بىآنكه كسى آن را بكشد خود روانه است ، و چون خواهند كه بايستد ، طلسمى كنند كه بايستد . و از عجايب كه در شهر ايشان است قومى علويان‌اند در آنجا مقيم ، و دين اسلام ورزند و از تعرّض آن كافران ايمن‌اند . صفت اصناف تركان ترك اقوام بسيارند و انواع و اصناف بىحد و قبايل بىشمار . از ايشان بعضى در بيابان و بعضى در صحراها باشند و قومى در شهرها مقيم‌اند . از قبيلهء بزرگ ايشان قبيلهء « غز » اند كه به كثرت عدد مشهورند . و ايشان دوازده قبيله‌اند : بعضى را غز گويند و بعضى « ايغر » . و تركمانان از قبيلهء ايغرند و آل سلجوق كه تركمانان‌اند از آن قوم بوده‌اند و در عهد جغرى تكين بر اولاد سلطان محمود سبكتكين خروج كردند و ملك از ايشان بستدند . اكنون تفصيل اين دوازده قبيله بازدهيم . فرقهء اوّل از ترك ، ايشان را « قون » خوانند ، از زمين ختا بيرون آمدند و مراكز خود بگذاشتند از براى تنگى علفخوار . فرقهء دوم از ترك ، ايشان را « قاى » گويند و عدد ايشان بيش از بيش است و ايشان را از مراعى خود دور كردند و به زمين سارى افتادند نزديك زمين تحماكيه ساحل درياى